سيد جلال الدين آشتيانى

671

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

كشف و تحصيل در مسفورات اهل عرفان و كلمات اهل وجدان و حال ، اين مطلب ، مسطور است كه انسان كامل ، بايد سير در جميع مظاهر خلقى نمايد ، و جميع حقايق را بعد از شهود در حضرت علميه بوجود جمعى قرآنى بوجود فرقى و تفصيلى نيز بايد مشاهده نمايد . سالك بعد از ترفع از اجسام در قوس صعود ، در مواطنى كه موطن برزخ و عقل باشد ، حقايق را مشاهده مىنمايد . هر يك از مراتب برزخ و عقل نيز داراى مراتبى است : چه آنكه عالم برزخ و عقل داراى مراتب و طبقات متعددى خارج از احصاء و حدّ مىباشد ، سكّان اين عوالم همگى مسبّح و مهلّل حقند و عصيان و تخلف و عدم انبعاث از اوامر و عدم ارتداع و انزجار از نواهى در عالم وجود آنها راهى ندارد . لذا پيغمبر فرموده است : « من در مقام سير عوالم ملكوتى ، موضع قدمى را كه در آنجا ملائكه ساجد و عابد نباشد ، نديدم » . انسان كامل در سير صعودى بمقام قاب قوسين و او ادنى مىرسد . براى مرتبهء دوم رجوع به كثرت نموده و بنحو تفصيل حقايق عوالم وجودى را شهود مىنمايد . ولى فرق است بين قوس نزول كه تنزّل از مقام تعيّن اول باشد . بعد از طى مراتب تا تحقق به صورت نطفه و ترقى از اين مقام و طى مراتب وجودى و سير در عوالم طولى و عرضى ، تا نيل بمقام فناء در احديت وجود ، و سير در ذات و رجوع بصفات و سير در صفات ، يكى بعد از ديگرى و تنزل از حضرت علميه و سير در جميع عوالم ، و واجد شدن وجود جامع ، محيط بر وحدت و كثرت و اتصاف بوجوب و امكان و ساير صفاتى كه اختصاص به انسان كامل دارد . انسان كامل است كه در جميع مراتب صعود و نزول متصور بصور موجودات مىشود . مراتب استجلاء از تجلى انسان و تقلبات او در مقام قوس نزول و صعود « متكررا » بصور تعيّنات حصول خارجى پيدا مىنمايد . چون نهايت استجلاء از تحقق انسان بمقام مظهريت كافهء اسماء و صفات و رؤيت حق ، وى را بصور كل شىء حصول پيدا مىنمايد و حق خويش را در مرآت وجود انسان در حالتى كه جامع بين نشئات